بیوگرافی اولیویا دی هاویلند

2 هفته پیش
بیوگرافی اولیویا دی هاویلند

بیوگرافی اولیویا دی هاویلند به همراه داستان زندگی شخصی و عکس های اینستاگرامی

 اولیویا مری دی هاویلند (به انگلیسی: Olivia Mary de Havilland) (زادهٔ ۱ ژوئیه ۱۹۱۶ در توکیو) هنرپیشه بریتانیایی-آمریکایی برنده جایزه اسکار شناخته شده برای نقش‌های اوایل است و وی از والدینی انگلیسی در توکیو متولد شد، دی هاویلند و خواهر کوچکترش جون فونتین در سال ۱۹۱۹ به کالیفرنیا نقل مکان نمودند. او در نقش «ملانی همیلتون» در بر باد رفته (۱۹۳۹) و نقش مقابل ارول فلین در ماجراهای رابین‌هود (۱۹۳۸)، شهر داج (۱۹۳۹)، ردپای سانتا فه (۱۹۴۰) حضور داشت.

زندگینامه اولیویا دی هاویلند

بیوگرافی اولیویا دی هاویلند

زندگی شخصی

در سال ۱۹۳۹، تماشاگران با دیدن فیلم “بر باد رفته” برای اولین بار با دی هاویلند در مقام یک بازیگر دراماتیک روبرو شدند. این درام دوران جنگ داخلی، بر اساس رمان مارگارت میچل، به یکی از بهترین فیلم های آن سال تبدیل شد و از آن زمان تا کنون همچنان فیلم محبوب بسیاری از مردم دنیا است. دی هاویلند نقش ملانی همیلتن مهربان و نجیب را در مقابل اسکارلت اُهارای آتشین مزاج با بازی ویوین لی بر عهده داشت.

دی هاویلند برای این نقش نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل شد، اما این جایزه در نهایت به هتی مک دنیل، هم بازی او در این فیلم رسید. مک دنیل اولین بازیگر آفریقایی آمریکایی بود که برندۀ اسکار شد. دو سال بعد، دی هاویلند یک بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد، این بار برای بهترین بازیگر نقش اصلی در درام “جلوی سحر را بگیرید” (۱۹۴۱) که در کنار شارل بوآیه ظاهر شد. این بار نیز جایزه را به خواهر خود، جون فونتین، باخت که برای بازی در فیلم “سوء ظن” برندۀ اسکار شد.

با گذشت زمان، دی هاویلند از وضعیت خود در کمپانی برادران وارنر، بیش از پیش ناامید شد. به نظر می رسید بخش های خوب این همکاری بسیار کم هستند و زمانی که در سال ۱۹۴۳، قرارداد او با این استودیو به پایان خود نزدیک می شد، آرام تر شد. با این حال، این کمپانی زمانی را که وی در حال تعلیق بود از قرارداد وی کم کرد و مدعی شد که وی به آنها مدیون است.

دادگاه

دی هاویلند به جای این که زیر بار برود، در دادگاه با آنها مبارزه کرد. این پرونده مسیر قضایی را تا دادگاه عالی کالیفرنیا در سال ۱۹۴۵ طی کرد و در آنجا حکم یک دادگاه پایین تر که به نفع دی هاویلند رأی داده بود، تأیید شد. این پرونده منجر به ایجاد قانون دی هاویلند شد، که طول مدت قرارداد را به حداکثر هفت سال تقویمی کاهش می داد. وی در سال هایی که از پردۀ نقره ای دور بود، در رادیو کار می کرد و از بیمارستان های نظامی دیدار می کرد تا حمایت خود را از سربازان مبارز در جنگ جهانی دوم نشان دهد.

دی هاویلند، پس از این وقفه، با فیلم “هر کس به راه خودش” (۱۹۴۶) به سرعت به اوج خود بازگشت. او برای بازی در این فیلم اسکار بهترین بازیگر زن را دریافت کرد. در سال ۱۹۴۸ نیز در فیلم “گودال مار” بازی تأثیر گذار دیگری از خود نشان داد. این فیلم یکی از اولین فیلم هایی بود که در آن به موضوع سلامت روانی پرداخته می شد و دی هاویلند در آن نقش زن آشفته ای را بازی می کرد که به یک آسایشگاه بیماران روانی فرستاده شد. برای این فیلم نیز او نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر زن شد.

در “وارث” (۱۹۴۹) نقش زن جوان ثروتمندی را داشت که بین پدر (رالف ریچاردسن) و عشقش (مونتگمری کلیفت) گیر افتاده است. این اقتباس از داستان هنری جیمز، او را به دومین اسکار بهترین بازیگر زن و همچنین یک جایزۀ گلدن گلوب رساند. اما در سال های ۱۹۵۰، حرفۀ بازیگری وی دچار افت شد.

مطلب مرتبط:  بیوگرافی کامبوزیا پرتوی
هیس… هیس، شارلوت عزیز

” هیس… هیس، شارلوت عزیز ” (۱۹۶۵) به یکی از چشمگیر ترین فیلم های دی هاویلند در سال های پایانی بازیگری اش تبدیل شد. در این تریلر روانشناسانه، او با همکار افسانه ای خود بت دیویس همبازی شد. وی در سال های ۱۹۷۰، در فیلم فاجعه ای معروف “فرودگاه ۷۷” (۱۹۷۷) و فیلم ترسناک “حملۀ زنبورها” (۱۹۷۸) ظاهر شد.

او در تلویزیون، در برنامه هایی مانند “ساعتی با دنی تامس” و “قایق عشق” به عنوان هنرپیشۀ مهمان حضور یافت. در برخی سریال های محبوب ، از جمله “ریشه ها: نسل های آینده” (۱۹۷۹) و “شمال و جنوب، کتاب دوم” () نیز نقش هایی بر عهده گرفت. همچنین در سال ۱۹۸۶، نقش مکملی در فیلم تلویزیونی “آناستازیا: معمای آنا” بازی کرد که جایزۀ گلدن گلوب را نصیب وی کرد.

با آغاز قرن جدید، دی هاویلند موج جدیدی از ستایش ها را دریافت کرد. در سال ۲۰۰۶، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی مراسم تجلیلی برای وی برگزار کرد. دو سال بعد، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، جورج دابلیو. بوش، نشان ملی هنر را به وی اهدا کرد. در سال ۲۰۱۰ نیز نشان لژیون دونور را از رئیس جمهور وقت فرانسه، نیکلا سارکوزی، دریافت کرد.

سال های میانی دهۀ ۱۹۵۰

الیویا دی هاویلند از سال های میانی دهۀ ۱۹۵۰، در پاریس ساکن شده است. وی دو بار ازدواج کرده است، اولین بار با مارکوس گودریچ و بار دوم با ویراستار و روزنامه نگار مجلۀ پاریس مچ، پییر گلانت. هر دو ازدواج به طلاق ختم شدند. او با گودریچ یک پسر به نام بنجامین داشت که در سال ۱۹۹۱ در گذشت. دختر او، ژیزل، از ازدواجش با گلانت، در فرانسه روزنامه نگار است.

او سال ها درگیر یکی از طولانی ترین اختلاف های هالیوود بود. او و خواهرش، جون فونتین، از زمان مرگ مادرشان در سال های ۱۹۷۰ با هم صحبت نکردند. بعد از مرگ جون فونتین در سال ۲۰۱۳، دی هاویلند این بیانیه را صادر کرد: “از شنیدن خبر درگذشت خواهرم، جون فونتین و خواهر زاده ام، دبورا، بهت زده و غمگین شدم و از تمام پیام های همدردی که دریافت کرده ام، قدردانی می کنم.”

حقایقی دربارۀ الیویا دی هاویلند که شاید ندانید

۱٫ بعد از طلاق از شوهر دومش پییر گلانت در سال ۱۹۷۹، دوستان نزدیکی باقی ماندند؛ زمانی که گلانت به سرطان مبتلا شد، الیویا تا زمان مرگ وی در سال ۱۹۹۸ از او پرستاری کرد.

۲٫ پسرش بنجامین گودریچ که یک تحلیلگر آماری بود و از ۱۹ سالگی به بیماری هاجکین مبتلا بود، در سال ۱۹۹۱، سه هفته قبل از مرگ پدرش مارکوس گودریچ، بر اثر مشکلات قلبی که در طی درمان بیماری برایش پیش آمده بود، در پاریس در منزل مادرش درگذشت.

۳٫ در سال ۱۹۶۵، وی اولین زنی بود که به ریاست هیأت داوران جشنوارۀ فیلم کن رسید.

۴٫ گفته شده است نقش بلانش دوبوآ در “اتوبوسی به نام هوس” (۱۹۵۱) را فقط با گفتن این جمله که “یک خانم روی پردۀ سینما این حرف ها را نمی زند و این کارها را انجام نمی دهد”. وی در سال ۲۰۰۶، در یک مصاحبه موضوع را روشن کرد و گفت زمانی که آن نقش به او پیشنهاد شد، به تازگی پسرش را به دنیا آورده بود و نمی توانست با موضوع فیلم رابطه برقرار کند.

۵٫ در هفتاد و پنجمین مراسم جوایز اسکار در سال ۲۰۰۳، حضور افتخاری داشت و شرکت کنندگان او را مدت ها ایستاده تشویق کردند.

۶٫ او سومین بازیگر برندۀ اسکار است که تولد ۱۰۰ سالگی اش را جشن گرفت. دیگران عبارت بودند از جورج برنز، که کمتر از دو ماه بعد از گذراندن ۱۰۰ سالگی درگذشت، و لوییز رینر که تا ۱۰۴ سالگی عمر کرد.

مطلب مرتبط:  بیوگرافی ریحانه پارسا
۷٫ طول عمر خود را مدیون سه عامل می داند: “عشق، خنده و یادگیری”.

۸٫ در سال ۱۹۹۹ در یک مصاحبۀ مطبوعاتی اعلام کرد که او تحسین گر ملکه الیزابت ملکۀ مادر است که در آن زمان ۹۸ سال سن داشت (و الیویا پیش تر در فیلم تلویزیونی “عاشقانۀ سلطنتی چارلز و دایانا” نقش وی را
بازی کرده بود) و امیدوار است که او نیز مانند ملکه سال های طولانی زندگی کند.

۹٫ دو هفته قبل از زادروز ۱۰۱ سالگی اش، در مراسم افتخارات زادروز سال ۲۰۱۷، از سوی ملکه الیزابت دوم به پاس خدمت به رشتۀ درام رتبۀ بانوی فرماندۀ امپراتوری بریتانیا را دریافت کرد. او مسن ترین زن دریافت کنندۀ این رتبه تاکنون است. وی در بیانیه ای آن را “لذت بخش ترین هدیۀ روز تولد” خود نامید.

۱۰٫ در ژوئن ۲۰۱۷، از سازندگان و تهیه کنندگان سریال “دشمنی” (۲۰۱۷)، کمپانی های اف ایکس و رایان مورفی پروداکشنز به دلیل آنچه که او تصویرسازی غیر مجاز و نادرست از او در فصل اول این سریال با عنوان “بت و جون” می دانست، شکایت کرد. وکلای او در بیانیه ای ابراز کردند:

“کمپانی اف ایکس برای استفاده از نام و هویت خانم دی هاویلند از وی اجازه نگرفته و برای این استفاده غرامتی پرداخت نکردند.” “از سوی دیگر، سریال ساخته شده در این کمپانی از جانب خانم دی هاویلند سخنانی گفته که نادرست بوده و بر خلاف اعتباری است که وی در طول بیش از ۸۰ سال زندگی حرفه ای، به ویژه با امتناع از ورود به شایعه پراکنی در مورد سایر بازیگران با هدف جلب توجه رسانه ها به دست آورده است.” در این سریال کاترین زیتا جونز نقش وی را بازی کرده است.

نقل قول های شخصی

• [بعد از بردن دومین اسکار در سال ۱۹۵۰] زمانی که در سال ۱۹۴۷، اولین اسکار را گرفتم به شدت هیجان زده بودم. اما این بار احساس می کنم موقر، جدی و … بهت زده هستم. بله، بهت زده! دو بار برنده شدن مسئولین بزرگی ایجاد می کند.

• بازی در نقش دختر های خوب در سال های دهۀ ۱۹۳۰دشوار بود، چون در آن دوره نقش دختران بد مُد بود. در واقع من فکر می کنم نقش دختر های بد کسل کننده است؛ من همیشه در نقش های دختر های خوب موفق تر بودم چون آنها مستلزم کار بیشتری بودند.

• [دربارۀ جذابیت همیشگی “بر باد رفته” (۱۹۳۹)] این جذابیت تا ابد ادامه خواهد داشت، و چقدر هم هیجان انگیز است. این فیلم یک زندگی جهانی، یک زندگی مداوم دارد. همۀ ملت ها جنگ، شکست و تولد دوباره را تجربه کرده اند. بنابراین همۀ مردم می توانند خود را به جای شخصیت های این فیلم بگذارند. گذشته از این، فیلم به شدت ساختار خوبی دارد. هر سه دقیقه اتفاقی می افتد و این باعث می شود بیننده فیلم را رها نکند و همیشه گوش به زنگ باشد. باید بگویم این یعنی فیلم یک شاهکار است.

• [دربارۀ بت دیویس]

همیشه فکر می کردم چقدر خوب می شد اگر می توانستیم با هم کار کنیم. بعد شانس کار کردن با او را در فیلم “هیس… هیس، شارلوت عزیز” (۱۹۶۴) به دست آوردم، چون جون کرافورد از فیلم کناره گیری کرد. می دانستم که بت بد جوری دوست دارد آن نقش را بازی کند. فیلم قبلی اش با کارگردان، “چه بر سر بیبی جین آمد؟” به قدری موفق بود که بت کاملاً مشتاق بود. آنها باید یک جایگزین پیدا می کردند و بت مرا پیشنهاد داده بود.

• [دربارۀ بت دیویس] درسی که من از بت یاد گرفتم تعهد مطلق او به انجام درست کارها بود. او عادت داشت ساعت ها صرف مطالعۀ شخصیتی کند که قرار بود نقشش را بازی کند، و بعد ساعت ها صرف گریم می کرد نا مطمئن شود ظاهرش برای نقش کاملاً مناسب است. من همیشه سعی کرده ام در کارهایم همان میزان دقت داشته باشم.

مطلب مرتبط:  بیوگرافی فرهاد مهراد
• [دربارۀ کلارک گیبل]

کلارک گیبل فوق العاده حرفه ای بود. او بزرگ تر از آن بود که بتوانیم امروزه کسی مثل او بسازیم. زمانی که “بر باد رفته” را کار می کردیم، من یک مینی ستاره بودم و می ترسیدم با او حرف بزنم. امروزه کسی این را درک نمی کند، اما ما واقعاً به هیبت او احترام می گذاشتیم.

• قرار بود کلارک گیبل در صحنه ای برای مرگ دخترش گریه کند. او چند روز قبل از رسیدن به آن صحنه نگران بود. چون تا قبل از آن در فیلم ها گریه نکرده بود و فکرش مدام مشغول آن بود. به نظرش گریه کردن کار مردانه ای نبود. یک روز به طور محرمانه به من گفت: “الیویا، من نمی توانم این کار را انجام دهم. فکر می کنم مجبور شوم کار را رها کنم.” من با او صحبت کردم و متقاعدش کردم که اشک ریختن قوی بودن شخصیت را می رساند نه ضعفش را. آن صحنه یکی از به یاد ماندنی ترین صحنه های فیلم شد. کلارک همیشه خودش را در بازیگری دست کم می گرفت. فکر می کنم نقش رت باتلر تا ابد یکی از بهترین نقش آفرینی های کلاسیک باقی خواهد ماند.

• من فکر می کردم “بر باد رفته” پنج سال دوام داشته باشد، اما بیشتر از ۷۰ سال و تا یک هزارۀ جدید ماندگار شد. آن فیلم و ملانی در قلب من جایگاه ویژه ای دارند. او (ملانی) شخصیت برجسته ای داشت؛ یک فرد با محبت و در نتیجه آدم شادی بود. و البته اسکارلت اصلاً شاد نبود.

لیست فیلم ها

Alibi Ike (1935)
The Irish in Us (1935)
A Midsummer Night’s Dream (1935)
Captain Blood (1935)
Anthony Adverse (1936)
The Charge of the Light Brigade (1936)
Call It a Day (1937)
The Great Garrick (1937)
It’s Love I’m After (1937)
Gold Is Where You Find It (1938)
The Adventures of Robin Hood (1938)
Four’s a Crowd (1938)
Hard to Get (1938)
Wings of the Navy (1939)
Dodge City (1939)
The Private Lives of Elizabeth and Essex (1939)
Gone with the Wind (1939)
Raffles (1939)
My Love Came Back (1940)
Santa Fe Trail (1940)
The Strawberry Blonde (1941)
Hold Back the Dawn (1941)
They Died with Their Boots On (1941)
The Male Animal (1942)
In This Our Life (1942)
Thank Your Lucky Stars (1943)

Princess O’Rourke (1943)
Government Girl (1944)
To Each His Own (1946)
Devotion (1946)
The Well Groomed Bride (1946)
The Dark Mirror (1946)
The Snake Pit (1948)
The Heiress (1949)
My Cousin Rachel (1952)
That Lady (1955)
Not as a Stranger (1955)
The Ambassador’s Daughter (1956)
The Proud Rebel (1958)
Libel (1959)
Light in the Piazza (1962)
Lady in a Cage (1964)
Hush…Hush, Sweet Charlotte (1964)
The Adventurers (1970)
Pope Joan (1972)
The Screaming Woman (1972)
Airport ’77 (1977)
The Swarm (1978)
The Fifth Musketeer (1979)
I Remember Better When I Paint (2009)

عکس های اینستاگرامی بیوگرافی اولیویا دی هاویلند
0
برچسب ها :

دیدگاه شما

بدون دیدگاه